close
نازچت
پرتال سرگرمی و فرهنگی | خبر،سرگرمی،رواشناسی و ...

پرتال سرگرمی و فرهنگی | خبر،سرگرمی،رواشناسی و ...

نگاهی به اسپین‌آف Conjuring به نام Nun

یکشنبه 28 آبان 1396

پیش‌نمایشی جدید از دنیای درحال‌توسعه‌ی «احضار» Conjuring نیم‌نگاهی به «راهبه» The Nun که در سال ۲۰۱۸ اکران خواهد شد می‌اندازد. اسپین‌آف «احضار ۲» Conjuring ۲ تابستان سال بعد به سالن‌های سینما می‌آید و ادامه‌دهنده‌ی رعب و وحشتی خواهد بود که این مجموعه در باکس آفیس به راه انداخته است. فیلم اصلی در سال ۲۰۱۳ چنان غوغایی به پا کرد که از آن مجموعه‌ای بیرون آمده و شخصیت راهبه‌ی شیطانی آن به نام والاک Valak (با بازی بانی آرونز Bonnie Aarons) فیلم مختص خود را دارد، همچنین شانس توسعه‌ی بیشتر آنچه به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های اخیر این ژانر شناخته می‌شود را به دست آورده است.
روشن است که کارگردان کورین هاردی Corin Hardy از این‌که پشت دوربین «راهبه» است خوشحال است و در پیش‌نمایشی که اخیراً در اینترنت دست‌به‌دست می‌شود والاک را یک “شخصیت برجسته‌ی ترسناک کلاسیک ” توصیف می‌کند. این ویدیو شامل تمام قسمت‌های مجموعه‌ی «احضار» بوده، تمرکز آن بر «آنابل: آفرینش» Annabelle: Creation و ارتباط آن با دنیای بزرگ‌تر فیلم‌ها است، اما نگاهی دزدکی هم به آنچه در «راهبه» خواهیم دید می‌اندازد.
تهیه‌کننده و کارگردان «احضار»، جیمز وان James Wan، مختصری درباره‌ی فیلم جدید صحبت می‌کند و اشاره‌هایی دارد مبنی بر این‌که او و دیگر تهیه‌کنندگان برنامه‌های بزرگ‌تری برای اسپین‌آف‌های جدید دارند و می‌خواهند آن‌ها را “در ذهن مخاطب ماندگارتر و با فیلم اصلی «احضار» مرتبط‌تر ” کنند.وان Wan در مصاحبه‌ای در ماه آگوست گفت او فکرهایی برای قسمت جدید دارد که به داستان لورن وارن Lorraine Warren با بازی ورا فارمیگا Vera Farmiga بازمی‌گردد و “چرخه را تکمیل می‌کند “.
موفقیت «آنابل: آفرینش» نزد منتقدین و تماشاگران تضمین‌کننده‌ی این است که «راهبه» راه پرافتخار مجموعه‌ی «احضار» را ادامه خواهد داد و دستاوردهای کلی فیلم‌های ترسناک در ۲۰۱۷ نویدبخش رشد و توسعه‌ی بیش‌ازپیش مجموعه‌های این‌چنینی است. احتمالاً این فیلم هم با بودجه‌ی کمی ساخته‌شده و طرفدارانی مانند «آنابل: آفرینش» دارد که آن را به فروش بین‌المللی ۳۰۳ میلیون دلار رساندند و قطعاً موفقیت دیگری را برای وان Wan و کمپانی وارنر Warner رقم خواهد زد.
علی‌رغم این‌که «راهبه» در همان دنیای «احضار» روایت می‌شود، نویسنده گری دوبرمن Gary Dauberman (که فیلم‌نامه‌ی هر دو فیلم «آنابل» را نوشته است) گفت این فیلم نگاه و احساس متفاوتی به آن خواهد داشت. روایت داستان بسیار “دم‌دمی‌تر ” و “تحت تأثیر جو ” نسبت به قسمت‌های قبلی است که خودشان جو ترس‌آوری داشتند. شخصیت راهبه‌ی شیطانی در «احضار ۲» بسیاری را ترسانده است، پس باید دید آن ترساندن‌ها می‌تواند در فیلمی که متعلق به اوست برای مخاطبانی که سطح توقع بالایی دارند کارساز باشد یا خیر.

ادامه مطلب

فیلم Justice League از تماشاچیان نمره +B دریافت کرد

یکشنبه 28 آبان 1396

طبق اعلان رسمی سایت CinemaScore، فیلم Justice League (لیگ عدالت) زک اسنایدر نمره نسبتاً خوب +B را از تماشاچیان دریافت کرده است. جدیدترین فیلم دو کمپانی Warner Bros (برادران وارنر) و DC (دی سی) افتتاحیه چندان درخشان و فوق‌العاده‌ای در گیشه نداشت و زیر ۱۰۰ میلیون دلار در هفته اول فروش کرد و احتمالاً بین ساخته‌های اخیر دی‌سی کمترین میزان فروش را خواهد داشت. از طرفی منتقدان نیز در مجموع چندان از ساخته تقریباً مشترک زک اسنایدر و جاس ویدون راضی نبودند و این فیلم امتیازات خوبی را از آن‌ها نگرفت که شاید همین امر در فروش هفته اول فیلم Justice League تأثیرگذار بوده است و فروش نهایی این فیلم را نیز مطابق انتظارات اولیه برادران وارنر و دی‌سی پیش نبرد. البته باید این موضوع را نیز یادآوری کنیم که حتی فیلم بسیار موفق Wonder Woman (واندر وومن) نیز در هفته اول، فروش فوق‌العاده‌ای نداشت و تنها چند میلیون دلار بیشتر از Justice League در گیشه فروش کرده بود.

کارگردان فیلم Justice League را باید در مجموع زک اسنایدر دانست، ولی خب جاس ویدون نیز در مدتی که کارگردانی این فیلم را بر عهده داشت تغییراتی کمی را به وجود نیاورد و نقش وی نیز در پروژه دی‌سی انکارنشدنی است. این دو کارگردان فرصت این را داشتند که با همکاری یکدیگر گام در راهی بگذارند که فیلم Wonder Woman طی کرده بود و این امید بین طرفداران ایجاد شده بود که دی‌سی قرار است به روزهای خوب خود بازگردد، اما حداقل تا این لحظه منتقدان فیلم Justice League را گامی رو به عقب از سوی برادران وارنر و دی‌سی خوانده‌اند. گویا اکران جهانی این فیلم نیز چندان چنگی به دل نمی‌زند و در مقایسه با فیلم Batman v Superman: Dawn of Justice (بتمن علیه سوپرمن: طلوع عدالت) فروش کمتری داشته است. فیلم Batman v Superman: Dawn of Justice به مراتب نمرات ضعیف‌تری را از منتقدان دریافت کرده بود، ولی در گیشه فروش بدی نداشت و در هفته اول توانسته بود تقریباً ۱۶۶ میلیون دلار فروش داشته باشد.

Justice League

سایت CinemaScore پس از اکران هفته اول فیلم Justice League، نمراتی را که تماشاچیان به فیلم جدید برادران وارنر و دی‌سی دادند منتشر کرد و مشخص شد که این فیلم نمره نسبتاً خوب +B را از سوی تماشاچیان دریافت کرده است. البته دو فیلم دیگری که همزمان با فیلم Justice League روی پرده رفتند نمرات بهتری گرفتند. فیلم Wonder (اعجوبه) استیون شباسکی نمره +A و فیلم انیمیشن The Star (ستاره) تیموتی ریکارت نمره A را از تماشاچیان دریافت کرد. نمره تماشاچیان به فیلم Batman v Superman: Dawn of Justice هم تفاوت چندانی با نمره فیلم Justice League نداشت و آن فیلم نمره B گرفته بود. اما ساخته موفق Wonder Woman نمره A را دریافت کرده بود و همچنین Thor: Ragnarok (ثور: راگناروک) کمپانی مارول نیز نمره A را از تماشاچیان گرفت. جالب است بدانید فیلم‌هایی همچون It (آن)، American Assassin (آدم‌کش آمریکایی) و Kingsman: The Golden Circle (کینگزمن: محفل طلایی) نیز نمره +B را از سوی تماشاچیان دریافت کرده بودند.


با وجود اینکه نمره +B سایت CinemaScore نمره چندان بدی محسوب نمی‌شود، اما خب در مقایسه با دیگر فیلم‌های ابرقهرمانی همچون Thor: Ragnarok و Wonder Woman، از نظر تماشاچیان فیلم ضعیف‌تری بوده است. فیلم Justice League تا این لحظه از سوی سایت Rotten Tomatoes امتیاز ۳۷ را دریافت کرده است که اصلاً خبر خوبی برای سازندگان نخواهد بود. در هر صورت این‌طور به نظر می‌رسد که حتی کیفیت پایین فیلم نیز برای بسیاری از تماشاچیان مطرح نبوده و بسیاری از تماشای دستپخت جدید دی‌سی و برادران وارنر لذت برده‌اند. پیش از این نیز دیده بودیم که فیلمی همچون Batman v Superman: Dawn of Justice با وجود انتقادات فراوانی که از آن شد، مورد توجه بسیاری از طرفداران و تماشاچیان قرار گرفت.نمره نسبتاً خوبی که فیلم Justice League از سوی تماشاچیان دریافت کرد شاید کمی بر فروش این فیلم در هفته‌های آتی تأثیر مثبت بگذارد و کمپانی برادران وارنر و دی‌سی به همین اتفاق دل بسته‌اند. بودجه ساخت فیلم Justice League چیزی در حدود ۳۰۰ میلیون دلار تخمین زده می‌شود و دو کمپانی برادران وارنر و دی‌سی امیدوارند جدیدترین ساخته آن‌ها حدود ۶۰۰ میلیون دلار فروش داشته باشد که از ساخت این فیلم ضرر نکرده باشند.

شش شخصیت معروف دنیای سینمایی دی‌سی در فیلم Justice League حضور دارند و بازیگران معروفی نیز ایفاگر نقش این ۶ ابرقهرمان هستند. در فیلم Justice League هنری کویل در نقش سوپرمن، بن افلک در نقش بتمن، گل گدوت در نقش واندر وومن، جیسون موموآ در نقش آکوامن، ازرا میلر در نقش فلش و ری فیشر در نقش سایبرگ حضور دارند. از دیگر بازیگران فیلم هم می‌توان امبر هرد (میرا)، جاناتان کیمبل سیمونز (کمیسر گوردون) و کیران هایندز (استپن‌ولف) را نام برد. فروش فیلم در هفته اول اکرانش حدود ۹۵ میلیون دلار بوده است.

ادامه مطلب

آیتم‌هایی مرتبط با فیلم Justice League به بازی Injustice 2 اضافه شدند

یکشنبه 28 آبان 1396

آیتم‌هایی مرتبط با فیلم Justice League به بازی Injustice 2 اضافه شدند

یکی از مهم‌ترین اتفاقات این روز‌های دنیای سینما، اکران فیلم لیگ عدالت (Justice League) است که دیروز رسما روی پرده رفت. در این فیلم شاهد  حضور ابرقهرمان‌های مطرح دنیای دی‌سی مثل بتمن، سوپرمن، آکوامن، واندروومن و فلش هستیم. حال در جدید‌ترین اخبار بازی، کمپانی برادران وارنر و استودیو بازی‌سازی NetherRealmآیتم‌هایی را با حال و هوای این فیلم به بازی Injustice 2 اضافه کرده‌اند که به لطف آن‌ها، می‌توانید ظاهر ابرقهرمان‌های بازی را شبیه به شخصیت‌های فیلم کنید.

آیتم‌های جدید برای نسخه‌های کنسولی و موبایل بازی اینجاستیس 2 در دسترس قرار گرفته‌اند و برای به دست آوردن آن‌ها، باید چالش‌های Multiverse را انجام دهید. با این کار پوشش جدیدی برای شخصیت‌های بتمن، واندروومن، سایبرگ، آکوامن و فلش دریافت خواهید کرد که دقیقا شبیه به لباس آن‌ها در فیلم Justice Leagueاست. همچنین در نظر داشته باشید که این چالش‌ها محدودیت زمانی دارند و باید سریع برای انجام آن‌ها تلاش کنید.

فیلم جدید ابرقهرمانی DC دیروز اکران شد و شما می‌توانید نقد فیلم Justice League از دید سایت‌های معتبر دنیا را در زومجی بخوانید. از طرف دیگر، بازی Injustice 2 که اخیرا برای کامپیوتر نیز منتشر شد، در نقد زومجی نمره عالی ۹ را دریافت کرده بود که می‌توانید با خواندن آن، بیش‌تر با کیفیت این بازی آشنا شوید.

ادامه مطلب

نقد فیلم A Ghost Story - داستان یک روح

یکشنبه 28 آبان 1396

تمسفرِ وهم‌آور و متروکه‌ی یک مکان خالی که معمولا مثل یک دیگ غذای در حال‌ قُل‌قُل کردن، شلوغ و گرم و پر سروصدا بوده و حالا به فراموشی سپرده شده است. این حس را وقتی در حال جولان دادن زیر پوستتان احساس می‌کنید که در حال ترک خانه‌ی قدیمی‌تان به جایی جدید هستید و ناگهان متوجه می‌شوید یک مکان بعضی‌وقت‌ها چقدر خالی احساس می‌شود. شومیه‌ای که آتشی در آن نمی‌سوزد و صدایی که در برخورد با دیوارهای بدون تابلو و ساعت، پژواک پیدا می‌کند. قدم زدن در راهروهای یک مدرسه در گرگ و میش عصر زیر نور مهتابی لامپ‌های فلورسنت. یا فضای تاریک یک اداره در آخرهفته. شهربازی‌ها در فصل تعطیلی. یا قدم زدن در پارک‌ها در نیمه‌شب‌های سرد و برفی زمستانی. مکان‌هایی که معمولا لبریز از زندگی هستند، اما حالا متروکه و ساکت رها شده‌اند. بعضی‌وقت‌ها به سادگی می‌توان فراموش کرد مکان‌هایی که خاطرات‌مان در آنها شکل گرفته‌اند هنوز پابرجا هستند، اکثر دیوارهاشان به همان شکل گذشته باقی مانده‌اند. شاید هنوز یادگاری‌ای که روی گوشه‌ای از آنها نوشته‌ای با کنار زدن گرد و خاک از روی آن، نمایان خواهد شد. شاید حتی آدم‌هایی از گذشته تاکنون آنجا رفت و آمد داشته باشند که در غیبت تو به زندگی‌شان ادامه داده‌اند. اما دنیایی که زمانی آن را می‌شناختی و آدم‌هایی که آنها را به یاد می‌آوری خیلی وقت است که متحول شده و به جای دیگری رفته‌اند و جای آنها را آدم‌های بسیار زیادی دیگری گرفته‌اند که بارها و بارها از این درها عبور کرده‌اند و از پنجره‌هایش به بیرون نگاه کرده‌اند.

تمام تلاشت را می‌کنی تا اجازه ندهی تا خاطرات از تو جلو بزنند. امیدوار هستی که دنیا هم مثل یک رفیق وفادار کنارت بماند و هوایت را داشته باشد. اما بالاخره روزی می‌رسد که باید کوله‌پشتی‌ات را جمع کنی و خانه را یک بار دیگر برای همیشه ترک کنی. کمتر از یک روز از ترک خانه نگذشته که آن به خانه‌ی جدید افراد دیگری تبدیل می‌شود. به تابلوی سفیدی که قرار است با خاطرات آنها رنگ‌آمیزی شود. تا زندگی‌ای که تو در تمام این سال‌ها ساخته بودی زیر لایه‌ی تازه‌ای از رنگ مخفی شود. تا چیزی جز طنین چیزهایی که قبلا اینجا بودند باقی نماند. اتاقی به جا می‌ماند که فراتر از خالی است. اتاقی با جمعیتی منفی صفر که ساکنانش طوری به‌طرز آشکاری غایب هستند که مثل تابلوهای نئون می‌درخشند. شاید به خاطر همین است که دوست داریم به ارواح اعتقاد داشته باشیم. شاید این یکی از همان فانتزی‌هایی است که دوست داریم حقیقت داشته باشد. اینکه خاطرات‌مان آن‌قدر قدرتمند هستند که از خودشان تاثیری روی در و دیوار خانه به جا می‌گذارند و برای فرد دیگری معنی‌دار هستند و با یک سطل رنگ و یک قلمو هم نمی‌توان آنها را از بین برد. می‌خواهیم حضورمان در این خانه را علامت‌گذاری کنیم. می‌خواهیم اتاق‌ها را شلوغ و خاطرات‌مان را زنده نگه داریم. و اگر خانه‌هایمان تسخیرشده است، شاید به خاطر این است که خودمان آنها را تسخیر می‌کنیم. خاطرات‌مان همچون ارواح سرگردانی هستند تا به بقیه یادآور شوند که قبل از شما کسانی اینجا بودند که دیگر نیستند. اما انگار دنیا اهمیت نمی‌دهد. گویی خاطرات‌مان برای دنیا حکم بنزینی را دارند که باکش را پر می‌کنند و برای ادامه‌ی حرکتش می‌سوزند و دود می‌شوند.

هر از گاهی به فیلم‌هایی برخورد می‌کنیم که نمونه‌ی بارزِ ترجمه‌ی یک احساس انسانی پیچیده و عمیق به زبان سینما هستند. «داستان یک روح» (A Ghost Story)، جدیدترین فیلم دیوید لاوری یکی از آنهاست. سینما مثل همه‌ی هنرهای دیگر با برانگیختن و قلقلک دادن و دست گذاشتن روی احساسات انسانی کار دارد، اما فیلم‌های اندکی هستند که به بازآفرینی یک احساس ناب انسانی در قالب سینما تبدیل شده‌اند. این‌جور فیلم‌ها بیشتر از اینکه فیلم باشند، تجسم فیزیکی یک احساس هستند. احساس‌های مالیخولیایی و لطیف و اندوهناکی که خیلی پیچیده‌تر از «خوشحالی» و «ناراحتی» و «عشق» و «تنفر» و «ترش» و «شیرین» هستند. دارم درباره‌‌ی احساساتی حرف می‌زنم که آن‌قدر گسترده هستند که در یک کلمه خلاصه نمی‌شوند. از یک جمله و یک پاراگراف بیرون می‌زنند. بعضی‌وقت‌ها مثل کاری که در ابتدای این متن انجام دادم، سعی می‌کنیم تا آنها را هرطور شده شرح بدهیم، اما در نهایت به‌طرز اسفناکی شکست می‌خوریم. به خاطر اینکه آنها احساسات ترکیبی هستند. احساساتی که از ترکیب شیمیایی و غیرقابل‌اندازه‌گیری صدها احساس دیگر ساخته شده و فقط در زمان‌های به‌خصوصی فعال می‌شوند. آنها احساسات غریبی هستند که ما را از ذهن‌مان جدا می‌کنند و برای ثانیه‌هایی که بعضی‌وقت‌ها ساعت‌ها طول می‌کشد به مکان‌های دیگری می‌برند. احساساتی که کاری می‌کنند احساس ناچیز بودن بهمان دست بدهد. کاری می‌کنند تا فکر کنیم الان زندگی در آنسوی دنیا چه شکلی است و آدم‌ها چه کار می‌کنند. احساساتی که از چشم به چشم شدن‌مان با یک دوچرخه یا تماشای دیگر ماشین‌های غریبه از پشت شیشه‌ی اتوبوس در آسمان نارنجی و بنفش غروب جرقه می‌خورند.


ادامه مطلب

نقد فیلم Wonder Woman

یکشنبه 28 آبان 1396

تا حالا برایتان پیش آمده که احساس کنید فیلمی که شما دیده‌اید با فیلمی که بقیه دیده‌اند فرق می‌کند؟ اگر آره، پس احتمالا حسم درباره‌ی «واندر وومن» (Wonder Woman) را خیلی خوب درک می‌کنید. حتما در چند ماه گذشته با تیترهای زیادی مواجه شده‌اید که «واندر وومن»، جدیدترین محصول دنیای سینمایی دی‌سی را بهترین فیلم این کمپانی از زمان سه‌گانه‌ی «شوالیه‌ی تاریکی» نولان توصیف می‌کنند. و بدون شک در گزارش‌های باکس آفیس خوانده‌اید که «واندر وومن» چگونه با درآمد شگفت‌انگیزش به پرفروش‌ترین فیلم دنیای سینمایی دی‌سی در آمریکای شمالی بدل شده و چطوری بعد از سه ماه، کماکان در حال به دست آوردن دستاوردهای جدید و پشت سر گذاشتنِ فیلم‌های کامیک‌بوکی‌ای مثل «مرد آهنی ۳» و «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی» در گیشه است. کار به جایی کشید که به نظر می‌رسید برادران وارنر قصد دارد تا کمپین تبلیغاتی ویژه‌ای برای حضور «واندر وومن» در اسکار امسال هم ترتیب ببیند. خلاصه تقریبا ۹۵ درصد مطبوعات و سایت‌های آنلاین و غیرآنلاین طوری درباره‌ی «واندر وومن» حرف می‌زدند که انگار با شاهکار ایده‌آلی طرفیم که پایه‌های فیلم‌های کامیک‌بوکی را در هم شکسته است و استانداردهای جدیدی در زمینه‌ی این ژانر پرطرفدار به جا گذاشته است. اما اینجا می‌خواهم بهتان بگویم که این تعریف و تمجیدات دیوانه‌وار بیشتر از اینکه نشان‌دهنده‌ی واقعیت فیلم باشند، نشان‌دهنده‌ی «جوگیر»شدن خیلی از منتقدان است. نشان‌دهنده‌ی این است که اکثر آنها «واندر وومن»‌ را نه به عنوان فیلمی که واقعا هست، بلکه به عنوان پیشرفت قابل‌توجه‌ای نسبت به فیلم‌های قبلی دنیای سینمایی دی‌سی دیده‌اند و از آنجایی که فیلم کیلومترها از آنها بهتر است، به این نتیجه رسیده‌اند که آره، حتما با فیلم بی‌عیب و نقصی طرفیم که دی‌سی را از منجلاب مرگباری که در آن گرفتار شده بود نجات می‌دهد و در نتیجه حق داریم از آن به جای یک فیلم صرفا «خوب»، به عنوان یک انقلاب بزرگ و بی‌نظیر یاد کنیم. البته که «واندر وومن» به عنوان اولین فیلم قابل‌قبولی با حضور یک ابرقهرمان زن که برخلاف نظر استودیوها، به پول زیادی دست پیدا کرده انقلاب بزرگ و بی‌نظیری حساب می‌شود، اما آیا صرفا به خاطر اینکه با اولین فیلم کامیک‌بوکی زن‌محور قابل‌قبول سینما که از لحاظ تجاری موفق بوده طرف هستیم، باید چشممان را روی مشکلاتش ببندیم؟

مسئله این است که «مرد پولادین» (Man of Steel)، «بتمن علیه سوپرمن» (Batman v Superman) و «جوخه‌ی انتحار» (Suicide Squad) فیلم‌های مناسبی برای مقایسه کردن با «واندر وومن» نیستند. همه‌ی آنها یکی از یکی بد و بدتر هستند. به‌طوری که شخصا هنوز نتوانسته‌ام باور کنم چطور یک استودیو راضی به منتشر کردن افتضاحی مثل «جوخه‌ی انتحار» به بازار شده است. هر سه فیلم‌هایی هستند که از مشکلات عمیقا جدی‌ای رنج می‌برند که همچون قارچ از ابتدا تا انتهای آنها پراکنده شده‌اند. از سکانس‌های اکشن بزرگ اما توخالی گرفته تا تدوین‌های شلخته و پخش تیزر قسمت‌های بعدی مجموعه درست در وسط داستان اصلی فیلم‌. اما اگر بخواهم فقط روی یک مشکل اساسی دست بگذارم این است که این فیلم‌ها در روایت یک داستان اصولی و معرفی پایه‌ای شخصیت‌هایشان هم شکست خورده بودند. اما قضیه حتی فاجعه‌بار از این هم می‌شود. آن فیلم‌ها حتی در طراحی یک سکانس سینمایی معمولی هم فلج بودند. نتیجه فیلم‌هایی بود که معلوم نبود کی شروع می‌شوند و کی تمام می‌شوند و با کاراکترهایی همراه می‌شدیم که زیاد اخم می‌کردند و زیاد افسرده به نظر می‌رسیدند اما نمی‌دانم چرا نمی‌شد آنها را به عنوان چیزی بیشتر از یک سری ادا و اطوار جدی گرفت.

wonder woman


بزرگ‌ترین دستاورد «واندر وومن» این است که یک داستان واقعی برای گفتن دارد. حالا هرچه این داستان مشکل‌‌دار باشد. یعنی اگر یک نفر ازتان پرسید این فیلم درباره‌ی چه بود، واقعا بدون اینکه مجبور شوید به مغزتان فشار بیاورد و به چیزهایی که دارید می‌گوید بخندید، می‌توانید آن را توضیح بدهید. این در حالی است که فیلم یکی-دوتا شخصیت خیلی خوب هم دارد که مثل آهن‌ربا تماشاگر را به فیلم می‌چسبانند و تا انتها نگه می‌دارند. شخصیت‌هایی که سکانس‌های ساده‌ی فیلم را به چیزی عالی تبدیل می‌کنند و سکانس‌های ضعیف فیلم را قابل‌تحمل می‌کنند. نمی‌دانید روبه‌رو شدن با چنین چیزهایی در «واندر وومن» چقدر خوشحال‌کننده است. یعنی ببینید هالیوود، مخصوصا فیلم‌های کامیک‌بوکی دی‌سی در چند سال اخیر به چه وضعی افتاده است که الان ما باید یک فیلم را به خاطر رعایت برخی از اصول پایه‌ای داستانگویی و روایت یک قصه‌ی سرراست تحسین کنیم. «واندر وومن» همیشه در این زمینه عالی نیست و بعضی‌وقت‌ها به درون همان چاه‌هایی سقوط می‌کند که فیلم‌های قبلی دی‌سی به درونشان سقوط کرده بودند و این نشان می‌دهد که ما به این زودی‌ها و به این راحتی‌ها قرار نیست از دست برخی از کلیشه‌های سینمای بلاک‌باستری/ابرقهرمانی خلاص شویم و استودیوها با وجود تمام شکست‌هایشان کماکان به آنها روی می‌آورند، اما روی هم رفته «واندر وومن» در زمینه‌ی داستانگویی و شخصیت‌پردازی در سطح بسیار بالاتری نسبت به سه فیلم‌ قبلی دنیای سینمایی دی‌سی قرار می‌گیرد.

ادامه مطلب

ابزار هدایت به بالا این جمله در وبتون نمایش داده نمیشه پس لطفا پاکش نکنید